أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
207
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
در تابستان پديدار مىشود . ديوسكوريد مىگويد 14 : اكثرا در كنار [ رودخانهها ] در شورهزارهايى كه همواره در معرض تابش آفتاب قرار دارد ، مىرويد . نوعى از [ اين گياه ] وجود دارد با ريشهء نازك به درازى يك وجب و برگهايى مانند برگهاى عدس و مزهاى شور . نوعى ديگر نيز يافت مىشود به رنگ ارغوانى با بويى بسيار سنگين . پولس مىگويد كه اين گياهى است با بوى خوشايند . رازى مىگويد : بدل [ ارطميسيا ] در استفاده براى سردرد ، بابونهء دارويى است . ( 1 ) . نسخههاى فارسى و الف : ارطميسا . اين يونانى - Artemisia vulgaris L . است ؛ ميمون ، 63 ؛ عيسى ، 12 22 . ( 2 ) . شواصرا [ ] ، I , Low ، 385 ؛ ميمون ، 63 . نسخهء پ : شواصرا ؛ II , Vullers ، 474 : شواصرا . در حواشى نسخهء الف كه جوهر روى آن پخش شده ، افزوده شده است : شوصرا ؛ نك . شمارهء 621 . ( 3 ) . القيصوم و القيسوم . معمولا دو نوع قيصوم تشخيص مىدهند : قيصوم ذكر ( نر ) و قيصوم انثى ( ماده ) اولى Artemisia Abrotanum و دومى Santolina Chamaecyparissus ؛ ميمون ، 337 . در قانون ، قيصوم به عنوان بومادران سنتولينى Achillea santolina L . تعريف شده است ؛ ابن سينا ، 640 . ( 4 ) . الجثجاث . در جاى ديگر گفته مىشود كه جثجاث شبيه قيصوم است . نك . شمارهء 248 . ( 5 ) . نسخههاى الف و ب و پ : الرطا ، گمان مىرود كه ابرطا باشد زيرا در شمارهء 628 گفته مىشود كه نام سريانى شيح يعنى درمنه - ابروتاست كه به نوبهء خود از يونانى مىآيد كه با اصطلاح قيصوم به عربى ترجمه مىشود . قس . Low , Pf . ، 78 ؛ ميمون ، 337 . ( 6 ) . نسخهء الف : فلسب ، بايد خواند بلنجاسب ، نك . شمارهء 146 . ( 7 ) . نسخهء الف : فرسب ، بايد خواند برنجاسب ، قس . I , Vullers ، 227 . ( 8 ) . بوى مادران ، قس . I , Vullers ، 282 . ( 9 ) . برنجاست ، نك . شمارهء 146 . ( 10 ) . بربير . ( 11 ) . در فرهنگها فقط به صورت اردشيران ديده مىشود ، قس . I , Vuller ، 77 . ( 12 ) . نسخهء الف : واژه با لكهء جوهر پوشيده شده است . با استناد به لسان العرب ، XIII ، 486 كه گفته شده است : القيصوم من نبات السهل . . . و ورقه هدب ، چنين بازسازى مىكنيم : هو من نبات السهل هدب الاوراق . نسخهء پ : دقيق الاوراق . ( 13 ) . ذو رطوبة تدبق اليد ، نسخهء فارسى : و برگهاء او چون كف دست باشد .